الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
154
تفسير مجمع البيان (فارسى)
از ايشان نمودى ، و بعضى از ايشان مرده زنده ميكردند ، گفت خدا فرمود أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً آيا تو را يتيم نيافتم پس مكانت دادم گفتم چرا ، فرمود آيا تو را گم شده نيافتم پس راهنمايى كردم گفتم چرا ، پروردگارم فرمود أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آيا سينه تو را گشاده نكردم و سنگينى را از تو برداشتم ، گفتم چرا پروردگار من ، و مقصود اينست كه آيا نگشودم براى تو سينهات و توسعه ندادم قلبت را بسبب نبوّت و علم تا اينكه قيام باداء رسالت نمودى و بر ناراحتيها صبر كرده و تحمّل ايذاء نموده و به ايمان مطمئن شدى ، پس از حدود توانايى تو خارج نشد ، و از آنست تشريح گوشت براى اينكه آن را بنازك كردن گشود ، پس خداوند سبحان سينه او را باز فرمود به اينكه آن را پر از علم و حكمت نمود ، و حفظ قرآن و شرايع اسلام روزى فرمود و منّت - گذارد بر او بصبر و تحمّل اذيتها . بلخى گويد : سينه آن بزرگوار تنگ شد بدشمنيهاى جن و انس بر او و عداوتهاى ايشان به آن حضرت ، پس خداوند به او مرحمت كرد از آيات آن قدرى كه بسبب آن سينه او گشاده و توسعه يافت بهر چيزى كه خدا او را حمل فرموده و امر فرمود آن بزرگوار را به آن . و اين شرح صدر از بزرگترين نعمتهاى خدائيست بر آن حضرت ، و از ابن عبّاس روايت شده كه گويد به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله گفته شد كه اى پيامبر خدا ، آيا سينه منشرح مىشود فرمود آرى عرض كردند اى رسول خدا آيا براى اين علامتى است كه به آن شناخته شود ، فرمود آرى آن تجافى و پرهيز كردن از دنيا و توجه كردن بآخرت و مهيّا شدن براى مرگ پيش از فرود آمدن مرگ است ، و معناى استفهام در آيه تقرير است ، يعنى ما